ميرزا محمد حيدر دوغلات
257
تاريخ رشيدى ( فارسي )
پادشاه منش و داعى بلند داشتند كه پادشاهان را به ملازمت خود ترغيب نمودندى . از جمله امير عبد العلى ترخان كه حاكم بخارا بود . شاهى بيگ خان ملازم او شد و او را در سلك ملازمان منسلك گردانيد و همچنين چند سلاطين ديگر نيز ملازمت او اختيار كردند . از اينجا قياس توان كرد عظمت و بزرگى سلطان احمد ميرزا را ، تا ميرزا در قيد حيات بود ، شاهى بيگ [ در سلك ملازمان عبد العلى ترخان منسلك شده مىگشت . ميرزا عبد العلى ترخان و خان « 1 » قريب هم به ناگزير خلق پيش آمدند . ] « 2 » شاهى بيگ خان به تركستان رفت و توسل به سلطان محمود خان جست . خان امداد و كومك به آنچه ممكن بود دريغ نداشت تا آنكه به قوت امداد خان ، شاهى بيگ خان بخارا و سمرقند را گرفت و لشكر او از « 3 » دويست و سيصد تا پنجاه هزار كشيد بلكه به شصت هزار رسيد . از آن زمان كه به تركستان رفته بود و به امداد سلطان محمود خان روز به روز قوت او زياده مىشد ، « 4 » هر كس نيك از سلاطين و امرا و غيره از مردم ابو الخير خان سرگردان در صحارى دشت قپچاق سراسيمه وار مىگشتند به « 5 » او ملحق مىشدند تا رسيدند « 6 » بدانجا كه رسيد . بعد از ضبط سمرقند و بخارا ، همت بر دفع مربى خود گماشت و مربى به مربا درماند . چون خبر به الاچه خان رسيد ، براى امداد برادر از مغولستان آمد . شرح اين به طريق اجمال سابقه گذشت كه خان را گرفت و گذاشت و آنچه از مردم مغول توانست از خانان بازداشت . بر لشكر اوزبك وى سى هزار مغول اضافه شد . ع « 7 » : گل بود به سبزه نيز آراسته شد . « 8 » از تاشكند برگشت و در سمرقند توقف ناكرده به تاخت حصار و به محاصره بلخ رفت كه مذكور شده است . چون زمستان سنه تسع و تسعمايه 35 را ( 101 پ ) در محاصره بلخ گذرانيد ، اول بهار به سمرقند آمد و در صحارى سمرقند يك دو ماه به سر برد . عنان ملك ستانى را به طرف اندجان معطوف گردانيد . و سال اول كه خان را گرفت ، به تنبل « 9 » و اندجان « 10 » نپرداخت زيرا كه سامان تاشكند را هم مىدانست . مع هذا شيخ
--> ( 1 ) . نت : - و خان . ( 2 ) . نب : - در سلك ملازمان . . . آمدند . ( 3 ) . نت : را . ( 4 ) . نت : + و . ( 5 ) . نت : مىگشتند و با . ( 6 ) . نت : - تا رسيدند . ( 7 ) . نت ، نگ : بيت . ( 8 ) . نگ : - گل بود . . . شد . ( 9 ) . نگ : تمبل . ( 10 ) . نب : انديجان .